الشيخ حسين المظاهري

15

كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)

به درمان كلى اخلاق ناپسند مى پردازيم و به دنبال آن ، براى هر يك از اخلاق ناپسند كه داراى اسم مشهورى است و براى افعال نكوهيده اى كه از آن سرچشمه مى گيرد ، طريقه درمان را ذكر مى كنيم و به دنبال آن ، صفات پسنديدهء ضدّ آنها را همراه با دلايلى عقلى و نقلى مبنى بر فضل و رجحان آنها بيان مى كنيم . زيرا آگاهى بر فضيلت و برترى هر خوى و صفت پسنديده و مداومت بر آثار آن ، قوى تر از تلاش در از ميان بردن ضدّ آن است . ما به هنگام بحث از روش علماى گذشته در بيان رذايل اخلاقى ، پيش از فضايل پيروى نمى كنيم ، بلكه نخست آنچه را از صفات نيك و بد كه به نيروى عاقله مربوط مىشود ، سپس آنچه به نيروى خشم و پس از آن ، آنچه كه به نيروى شهوت تعلق دارد ، ذكر مى كنيم ، در مرحله بعد آنچه را كه به دو نيرو يا هر سه اين نيروها مرتبط است ، مورد بحث قرار مى دهيم . اين شيوه براى بيان اخلاق و شناخت صفات متضاد و آگاه به مبادى و انواع آن شايسته تر است و اين از مهمترين امورى است كه پژوهندگان اين علم بدان نياز دارند . در اين كتاب به مسائل مربوط به ادارهء خانواده ( تدبير منزل ) و امور كشور دارى ( سياست مدرن ) پرداخته نشده است ، براى آنكه هدف ما در اين كتاب ، تنها پاكسازى نفس و تهذيب اخلاق بوده است ، و آن را جامع السعادات ناميدم و آن را در سه فصل تنظيم نمودم . . . " 10 استاد محمد رضا مظفر ، رييس دانشكده فقه در نجف اشرف ، درمقدمه اى كه بر كتاب مزبور نگاشته ، چنين آورده است : " شيوهء علمى اى كه مؤلف ، مباحث خود را از ابتدا تا انتها بر آن بنا نهاده ، بر اساس نظريهء وسط و افراط و تفريط در اخلاق مى باشد . اين نظريه ، ميراثى از فلسفهء يونانى است كه نويسنده در جزء اول كتاب خود ، صفحه 95 ، دربارهء آن بحث نموده است و شايسته نيست كه ما در اين امر مناقشه كنيم . و اين امر امتيازى براى اين كتاب محسوب نمى شود ، زيراويژگى اين كتاب در تكيه كردن بر اين نظريهء اساسى ، همچون ويژگى ساير كتابهاى علمى است ، كه در زمينهء اخلاق اسلامى نوشته شده است . " 11